سفر ستارهاي به درون تاريكي (جي.جي. آبرامز)

Star Trek Into Darkness
كارگردان: جي.جي. آبرامز
فيلمنامه: روبرتو اوركي، الكس كورتزمن
بازيگران: كريس پاين، زاكاري كوينتو، زو سالدانا، سايمون پگ، بنديكت كامبربچ
محصول: آمريكا، 2013
مدت زمان: 132 دقيقه
امتياز: **
هانيبال لكتر در فضا
نيمهي اول سفر ستارهاي نسبتا خوب پيش مي رود. شخصيت خان (بنديكت كامبربچ) در ابتدا پيچيده بهنظر ميرسد و حتي ما را بهياد هانيبال لكتر مياندازد. مخصوصا وقتيكه در آن زندان شيشهاي درون فضاپيما زنداني ميشود. اما شباهتش به هانيبال لكتر در حد همان «زندان خاص» باقي ميماند و بيشتر از اين پيش نميرود.
مشكل اصلي اما از جايي شروع ميشود كه آديمرال ماركوس (پيتر ولر) بهعنوان بدمن وارد ماجرا ميشود. آدميرال ماركوس، كليشهايترين شخصيت فيلم است و هيچ ويژگي خاصي ندارد. از همانهايي است كه هزاران بار در فيلمهاي ديگر ديدهايم. جدا از ضعيف بودن اين شخصيت، موقعيتي را بهوجود آورده كه مانع از تمركز بيشتر روي خان و گسترش ابعاد پيچيدهترش ميشود. در واقع، خان برگ برندهي سفر ستارهاي است كه به خوبي ازش استفاده نشده.
فيلم در برخي لحظات دچار احساساتگرايي ميشود كه سعي ميكند با شخصيت اسپاك (زاكاري كويتو) توجيهش كند و اين احساساتگرايي را بعد اجتنابناپذير انسانيت بيان كند. اما پرداختن به اين موضوع، به فيلم ضربه زده و سكانسهاي ضعيفي را بهوجود آورده. مثل سكانس گفتوگوي اسپاك با كاپيتان كِرك (كريس پاين) پس از فداكاري كاپيتان و بهكار انداختن برق فضاپيما؛ و يا سكانس سرشار از احساسات درگيري لفظي اهورا (زو سالدانا) و اسپاك درون فضاپيما.
سفر ستارهاي فيلم متوسطي است و پر از ايدههاي تلفشده. با وجود فراهم بودن تمام شرايط _از جمله بازيگراني نسبتا خوب_ نتوانسته بهخوبي از اين شرايط استفاده كند. شايد اگر فيلمنامهي قويتري داشت، جي.جي. آبرامز اينقدر دست وپا شكسته عمل نميكرد.

توجه: برای انتشار هر مطلبی از این وبلاگ (حتی با ذکر منبع) اجازهی نویسنده ضروریست.