درباره ی سریال خانه ی پوشالی – فصل چهارم
![]()
کاش فرانک در کما می ماند!
فصل چهارم سریال خانه ی پوشالی قرار بود یک غافلگیری تمام عیار باشد. فصلی که از تمام شخصیت های اصلی و فرعی، مثبت و منفی، زنده و مرده و... در فصل های گذشته بهره گرفته تا به ماجراهای کارزار انتخاباتی فرانک آندروود (کوین اسپیسی) جذابیتی فراتر از انتظار ببخشد. ورود انبوه شخصیت های سه فصل گذشته و گردآوری شان حول محور کارزار انتخاباتی آندروود باعث شده تا فصل چهارم این مجموعه ی پرطرفدار، فصلی شلوغ و پر از داستان های فرعی باشد. اما مشکل این جاست که این فصل به حدی شلوغ و پر از خرده داستان شده که گویی حساب کار از دست سازندگان سریال هم دررفته و بسیاری از اپیزودهای این فصل – به خصوص اپیزودهای انتهایی- پر از حفره های دراماتیک و خط داستانی آشفته است. در این میان، با ماجراهایی تکراری مواجه می شویم که دیگر جذابیت فصل های گذشته را ندارد. مثل داستان چالش عاطفی داگ استمپر (مایکل کلی)، نحوه ی مواجهه ی نخ نماشده اش با آن و وسوسه ی بازگشتش به مصرف الکل. واقعا چه نیازی است که داگ در سه فصل عاشق شود، معتاد شود و دوباره به خودش بیاید و پیش رئیسش برگردد؟!! باز جای شکرش باقی است که داگ در این فصل، وسوسه اش را در مقابل اعتیادش به الکل کنترل می کند و این قضیه درحد خیره ماندن به یخچال باقی می ماند وگرنه باز هم تمام اتفاقات دو فصل قبل تکرار می شد و بیشتر حرصمان می داد!
ماجرای لوکاس گودوین و همکاران روزنامه نگارش، یکی از نخ نماشده ترین داستان های فصل های گذشته بود که متاسفانه به این فصل هم رخنه کرده و به فاجعه آمیزترین حالت خود تبدیل شده. همان ماجرای قدیمی روزنامه نگار باوجدان و حقیقت یاب به دنبال "آدم بد"های فاسد.
با وجود تمام ضعف های آشکار فصل چهارم و غیرقابل مقایسه بودنش با فصل های حیرت انگیز گذشته، نمی توان بازی تماشایی کوین اسپیسی و رابین رایت را نادیده گرفت. درواقع، فصل 4 را می توان فصل چالش های کلِر آندروود درنظر گرفت که این قسمت ماجرا به لطف بازی چشم گیر رابین رایت، بسیار هیجان انگیز از کار درآمده است. او در این فصل، مادرش را از دست می دهد و در شُرُف ازدست دادن همسرش است. از طرفی، رابطه اش با همسرش به بدترین حالت خود رسیده اما برای آینده اش به او نیاز دارد. این حالات به بهترین شکل ممکن در بازی رایت بروز می کند و تماشایی ترین بازی او در این چهار را فصل رقم می زند.
فرانک آندروود (کوین اسپیسی) وقتی در چند اپیزود ابتدایی فصل در حالت کما به سر می برد و درگیر توهماتش است، واقعا تماشایی است. آن چند اپیزود که به کمک توهمات فرانک وارد فضایی سورئال می شود، تماشایی ترین اپیزودهای فصل اند. کاش فرانک تا آخر فصل در کما می ماند!
توجه: برای انتشار هر مطلبی از این وبلاگ (حتی با ذکر منبع) اجازهی نویسنده ضروریست.